تبلیغات
** ایران ** - مطالب کلک خیال

مرده بودم، بانگ هل من ناصرش اعجاز کرد

نویسنده : فرزند ایران 1393/08/6 00:14  •    ارسال شده در: کلک خیال اسوه ها

سید حمید برقعی در آخرین مطلب صفحه فیسبوک خود نوشت؛‌

تقدیم به حضرت عابس، یار سیدالشهدا که در سنگ باران دشمن "پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست "بود

هرکه می داند بگوید، من نمی دانم چه شد
مست بودم مست، پیراهن نمی دانم چه شد


من فقط یادم می آید گفت: وقت رفتن است
دیگر از آنجا به بعد اصلاً نمی دانم چه شد


آنچنان از شوق او سر تا به پا رفتن شدم
در شتاب رفتنم توسن نمی دانم چه شد


روبروی خود نمی دیدم به جز آغوش دوست
در میان دشمنان، دشمن نمی دانم چه شد


سنگ باران بود و من یکسر رجز بودم رجز
ناله از من دور شد، شیون نمی دانم چه شد


من نمی دانم چه می گویید، شاید بر تنم
از خجالت آب شد جوشن، نمی دانم چه شد


مرده بودم، بانگ هل من ناصرش اعجاز کرد
ناگهان برخواستم، مردن نمی دانم چه شد


پا به پای او سرم بر نیزه شد از اشتیاق
دست و پا گم کرده بودم، تن نمی دانم چه شد


ناگهان خاکستری شد روزگار آسمان
در تنور آن چهره روشن نمی دانم چه شد


وصف معراج جنونش کار شاعر نیست، نیست
از خودش باید بپرسی، من نمی دانم چه شد .

اشاره

عابس فرزند اءبى شبیب بـن شاكر شاكرى است و از طایفه بـنوشاكر شمرده مى شود كه در حقیقت تیره اى از طایفه همدان است. 
این طایفه از جـمله قبـایلى بـودند كه اخلاص و وفادارىشان بـه على(ع)بـسـیار مشهور اسـت. و همین اخـلاص و ولایشان بـاعث آن همه رشادتها و فداكارىها در جنگ صفین بود. امیرمومنان(ع)در تقدیر و ستایش از بنوشاكر در صفین فرمود: 
((لو تمت عدتهم الفا لعبدالله حق عبادته)) 
اگر عده آنها به هزار مى رسید, خداوند بـه حقیقت عبـادت مى شد. عابس از رجال شیعه, رئیس, شجاع, خطیب, عابد ومتهجد بـوده است. 
و به نقل شیخ طوسـى, یكى از یاران امام حـسـین(ع)كه در كربـلا همراه آن حضرت به شهادت رسیده است و در زیارت ناحیه و رجبیه بر او سلام داده شده است.

عابس در میدان نبرد

هنگامى كه عابس بن ابى شبیب پا بـه میدان نبـرد گذارد در حالى كه ضربتى برپیشانى او رسیده بـود, ربـیع بـن تمیم ـ كه مردى از لشكر عمربن سعد بود. تا نگاهش بـه عابـس افتاد, بـى درنگ او را شناخـت و چـون سابـقه دلاورىهاى او را از جـنگ صفین در ذهن داشت بى اختیار فریاد زد: 
((هذا اءسد الاسود, هذا ابن اءبى شبیب...)) 
این شیر شیران است, ابن عابس بن ابى شبیب است. هیچ كس بـه جنگ او نرود و گرنه از جنگ او به سلامت نرهد. 
علامه مجـلسـى اضـافه مى كند: عابـس فریاد مى كشـید: ((اءلارجـل, اءلارجل; آیا همـاوردى نیسـت, آیا مـردى نیسـت كـه بـه جـنگ مـن بیاید؟)) 
لشكر ابن سعد همچنان از نزدیك شدن بـه او خوددارى مى كرد, این كار بـرابـن سـعـد ناگوار آمد. بـدین جـهت, فریاد كشـید: او را سنگباران كنید. سپاه بـه دستور او از هرسو عابـس را سنگ بـاران كردند. عابـس كه چـنین دید زره از تـن دور كرد و كلاه خـود را از سربیفكند. 
شمشیر به دست, مردانه وارد كارزار شد. 
ربیع گوید: چون چنین دیدم, به عابس گفتم: 
آیا پرهیز نمى كنى و وحشتى ندارى كه در گرماگرم جنگ سربرهنه اى؟! عابس در پاسخ گفت: آنچه از سوى دوست به دوست برسد, آسان است. 
ربیع مى گوید: به خدا قسم مى دیدم كه عابـس بـه هر طرف كه حمله مى كرد, زیاده از دویست تن از پیش او مى گریختند و بر روى یكدیگر مى ریختند 
به تعبیر مرحوم ملاحبـیب الله شریف(بـه نقل از بـرخى راویان): 
((فوالله لقد رایت الناس یجفلون من بین یدیه كما یجفل الغنم من الذئب وهو یفرس فیهم مثل الاسد و هو یضربـهم یمینا و شمالا فقتـل منهم تسعمائه فارس.)) 
بـه خدا قسم, دیدم لشكر را در پیش انداخته و ایشان چنان فرار مى كردند مانند گوسفندانى كه از گرگ فرار مى كنند و او مانند شیر ژیان میزند و مى كشد و از چپ و راست مى اندازد. او همچنان مى غرید و مى رزمید تا آن كه لشكر ازهرسو او را بـه محاصره خود در آورده و از كثرت جراحت سنگ و زخم شمشیر و سنان وى را از پاى درآوردند و به شهادت رساندند.

اطلاعات تکمیلی



آخرین ویرایش: 1393/08/6 00:15

پشت افلاک به‌تعظیم‌شکوهت خم شد

نویسنده : فرزند ایران 1393/03/5 18:58  •    ارسال شده در: کلک خیال دینی

، سیدحمیدرضا برقعی از شاعران جوان اما آینده‌دار در حوزه ادبیات آیینی است که تاکنون سه اثر از وی روانه بازار کتاب شده است. «طوفان واژه‌ها»، «قبله مایل به تو» و «رقعه» عناوینی است که توسط انتشارات فصل پنجم در اختیار علاقه‌مندان به ادبیات این عرصه قرار گرفته است.

اشعار برقعی از وجوه مختلف قابل ملاحظه است که از جمله این موارد می‌توان به زبان جدید و نگاه تازه به موضوعات شعر این حوزه است. وی جدیدترین شعر خود را تقدیم پیامبر مهربانی‌ها، حضرت محمد(ص) کرده که به شرح ذیل است:

شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد
زنده در گور غزل‌های فراوان باشد

نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت
نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد

سایه ابر پی توست دلش را مشکن
مگذار این همه خورشید هراسان باشد

مگر اعجاز جز این است که باران بهشت
زادگاهش برهوت عربستان باشد

چه نیازی است به اعجاز، نگاهت کافی است
تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد

فکر کن فلسفه خلقت عالم تنها
راز خندیدن یک کودک چوپان باشد

چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده
از تحیر دهن غار حرا وا مانده

عشق تا مرز جنون رفت در این شعر محمد
نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد

شأن نام تو در این شعر و در این دفتر نیست
ظرف و مظروف هم اندازه یکدیگر نیست

از قضا رد شدی و راه قدر را بستی
رفتی آن سوتر از اندیشه و در را بستی

رفتی آنجا که به آن دست فلک هم نرسید
و به گرد قدمت بال ملک هم نرسید

عرش از شوق تو جان داده کمی آهسته
جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته

پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد
چشم تو فاتح اقلیم نمی‌دانم شد

آنچه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز
سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز

شاعر این سیب حکایات فراوان دارد
چتر بردار که این رایحه باران دارد ...


آخرین ویرایش: 1393/03/5 19:01

نقاره می زند طوس

نویسنده : فرزند ایران 1392/08/5 13:55  •    ارسال شده در: دینی کلک خیال

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس 
خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس 

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان 
جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس 

آنجا که خادمینش از روی زائرینش 
گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس 

خورشید آسمان ها در پیش گنبد او 
رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس 

رویای ناتمامم ساعات در حرم بود 
باقی عمر اما افسوس بود و کابوس 

وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا 
زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس...

حمیدرضا برقعی



آخرین ویرایش: 1392/07/5 13:56

اشعار شهریار برای اندروید، آیفون و جاوا

نویسنده : فرزند ایران 1392/06/26 23:48  •    ارسال شده در: کلک خیال دریافت نرم افزار

سید محمدحسین بهجت تبریزی، متخلص به شهریار شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبان‌های ترکی آذربایجانی و فارسی شعر سروده‌ است. از مهم ترین آثار وی به زبان آذری می توان به منظومه ی " حیدر بابایه سلام (سلام به حیدر بابا) اشاره کرد. اشعاری مانند علی ای همای رحمت از آثار به یاد ماندنی این شاعر بزرگ کشورمان است. در این مجموعه سعی شده است که بهترین اشعار شهریار جمع آوری و در اختیار شما گذاشته شود، عناوین اصلی این نرم افزار عبارت است:
- معرفی
- گزیده غزلیات
- منظومه حیدر بابا
- حیدر بابا گلدیم یوخلیام (قسمت دوم منظومه حیدر بابا)
- گزیده اشعار ترکی





نسخه اندروید

حجم نرم افزار: 513 کیلوبایت

نسخه آیفون


حجم نرم افزار: 352 کیلوبایت


نسخه جاوا

حجم نرم افزار: 421 کیلوبایت



آخرین ویرایش: 1392/06/26 23:55

"نظامی گنجوی" به زور آذری زبان شد

نویسنده : فرزند ایران 1392/06/9 18:00  •    ارسال شده در: خبرهای داغ کلک خیال

خلیل یوسف لی گفت: گاهی اوقات بازدید کنندگان با مشاهده اشعار فارسی مقبره و موزه نظامی گنجوی فکر می‌کنند که نظامی گنجوی شاعر فارسی‌گوی بوده است؟!

وی افزود: ترجمه اشعار نظامی گنجوی به زبان آذری و نصب کتیبه اشعار ترجمه شده در جهت تاکید براینکه نظامی گنجوی نماینده ادبیات آذربایجان است، صورت گرفته است.

یوسف لی تاکید کرد: علاوه بر چهار دوبیتی فارسی نظامی گنجوی که به زبان آذربایجانی ترجمه شده و جایگزین کتیبه فارسی آن شده اند، دیگر اشعار فارسی نظامی گنجوی در موزه نیز به زبان اصلی آذربایجانی ترجمه خواهد شد.



ادامه مطلب
آخرین ویرایش: - -


تعداد کل صفحات ( 3 ) 1 2 3